سر فصل خبر ها


سانا؛ گامی فراتر از معماری سبز

سانا؛ گامی فراتر از معماری سبز   

نوشـــــــــــته ی :علیرضا امتیاز 

پرسپکتیو داخلی موزه لوور لنز

در زمانه ای که  معمارانی چون رم کولهاوس، فرانک گهری ، زاها حدید و هرزوگ و دمورن برای طراحی موزه ها ، سالن های کنسرت و دیگر ساختمان های فرهنگی ـ بهترین پروژه های جهان ـ از قاره ای به قاره دیگر دعوت میشوند ، معمارانی در آرامش دفاتر خود به مسایل عمیق تری در معماری می اندیشند .  اعطای جایزه پریتزکر به دو معمار ژاپنی به نامهای کازویو سجیما و ریو نیشیزاوا  که در سال 1995 گروه سانا را راه اندازی کردند ، حاکی از شکل گیری نگرشی نو بر معماری است . نگاهی که علاوه بر جذابیت های فرمی و خلاقیت های حجمی و عملکرد سیستماتیک به دنبال گمشده دیگری است . از بیانیه هییت داوران جایزه پریتزکر چنین می نماید که سانا در دستیابی به این حلقه گمشده بسیار خوب عمل کرده است .

پس از ایجاد تحولات زیست ـ اقلیمی ، بسیاری از طراحان خواسته یا نا خواسته به سوی  معماری همگام با طبیعت حرکت نمودند ایجاد نگرش های نوینی چون اکو تک آغاز این حرکت را نشان میداد ، لیکن تمامی پروژه هایی از این دست به معماری اقلیمی با کمترین حد مصرف انرژی یا استفاده از انرژی های طبیعی خلاصه میشوند . حال آنکه گروه سانا علاوه بر دستیابی به حد بالایی از بهبود مصرف انرژی و استفاده از منابع پایدار انرژی طبیعی ، به  لایه های عمیق تری از معماری سبز می اندیشد .  سانا به ایجاد روابط انسانی و امکان ایجاد صمیمیت بین کاربران معماری خود می اندیشد  ، کیفیتی که هییت داوران پروژه مرکز آموزش لوزان سوییس آنرا به عنوان " ایجاد فضای عمومی صمیمی " و داوران موزه لوور جدید از آن به  " امکان ایجاد درکی فراتر از آثار به نسبت موزه های سنتی  " یاد میکنند و به دلیل وجود این کیفیت فضایی سانا را برنده مسابقه اعلام میکنند .

فضای عمومی در اکثر پروژه های معماران فضایی خشک و محصور در دیوار هایی با پنجره های کوچک و با مقیاس غیر انسانی تصویر میشود اما سانا تمامی این ذهنیت ها را در هم میشکند ، آنان به دنبال فضایی با مقیاس شدیدا انسانی و به لحاظ فرمی مرتبط با ذهنیت محلی از محیط پیرامون خود هستند . فرم هایی که علاوه بر پیوستگی درونی با محیط  بر ایجاد پیوستگی روحی بین کاربران و معماری و همچنین کاربران با هم  تاکید دارد . سانا بر لحظه های گوناگونی چون ورود ، رویارویی ، حضور ، بازکشف و پذیرش تمرکز دارد، لیکن چون سوپر استار های معماری حس فضا را به مسلخ سبک شخصی خود  نمی کشد بلکه چونان بر عناصر معماری مسلط است که در هر جا هستی معماری خود را از درون شرایط محیط پیرامونی آن بازخلق می نماید .این بدان معناست که هر فضا – مکان راهی برای بودن و هستی دارد که تنها بر پایه برنامه فیزیکی آن شکل نمی یابد. همچنان که هایدگر اشاره می نماید ، فضا یک پیوستار ریاضی انتزاعی نیست بلکه نشانگر نسبت ارتباطی کیفی میان مکان های متعین و موجود است .

کیفیتی از فضا که سانا در پروژه های خود آنرا تعقیب مینماید بر اساس پذیرش محیط طبیعی به عنوان بخشی از پروژه و تلاش برای فراهم آوردن مجالی بر همکنش میان آن و فضای طراحی شده شکل می یابد . این کنش متقابل در هر مکان بارزه های خاص خود را می یابد همچنان که در موزه هنر مدرن نیویورک پوسته ای بسته و غیر شفاف  تمرکز کاربران را بر آثار تقویت میبخشد و در موزه لوور جدید بدنه ای کاملا شفاف امکان ایجاد پس زمینه ای سبز را در پشت آثار فراهم میکند که بر درک سنتی از اثری که پیش از این در لوورقدیم دیده شده، می افزاید .

همان طور که  کازیو سیجیما میگوید آنان قبل از شروع طراحی هیچ دیدی نسبت آنچه طراحی خواهد شد ندارند آنان عناصر محیطی ـ اقلیمی و فرهنگی محیط طرح را بررسی میکنند و نیرو های درونی سایت و محیط اجتماعی پروژه به آرامی طرح را شکل میدهد .  نیشیزاوا دیگر عضو گروه سانا بر این تاکید دارد که  گاه ما تنها تماشا گر تغیراتی که  پروژه را از درون شکل میدهد ، هستیم . این به معنی درک ظرافت کنش میان محیط و معماری و تلاش برای ایجاد تعادل میان آنهاست .تلاشی که ریشه در آیین ذن ژاپنی دارد و جهان آرمانی خود را در تعادلی فعال میان عناصر میبیند . بر اساس آیین ذن عبادت کننده مراسم خاصی را هر روزه به جا نمی آورد بلکه کارهای روزمره خود را با دید و نگرشی عمیق تر به انجام میرساند و خود را غرق در آن عمل میکند چنان که در لحظه ای خود او هیچ و آن عمل همه چیز می شود  . این گزاره در تمامی  آثار سانا به چشم میخورد معمار با کوله باری از اندوخته ها و پیش شناخت های قبلی یا شهوت به نمایش در آوردن قدرت تخیل خود به طراحی نمی پردازد بلکه طراحی را چون عملی روزمره جهت ایجاد نمونه ای از ایجاد تعادل آرمانی به کار میبندد . به همین دلیل تکرار فرمی کالاتراوا یا اغراق بصری گهری را در کارهای سانا  نمیبینیم  . معماری سانا تا سر حد امکان ساده  و در عین حال نا متعارف است. آنها رمپ های پیوند دهنده فضا های درونی و فوق شفاف را ارایه میکنند که هدف اصلی آن ایجاد ارتباط کاربران با یکدیگرو به دنبال آن کشف راه های متنوعی برای استفاده از فضا و ایجاد تعاملی پویا میان کاربران است .

به نظر میرسد که سانا از حدود معماری اقلیمی پا را فراتر نهاده و به سوی معماری سبز با رویکردی اجتماعی به پیش میرود در عین حال از  دیگر معماران  سبزـ اجتماعی نیز گامی فراتر است چرا که این قبیل معماران برای ایجاد دریافت اجتماعی هنوز بر نگره های پست مدرنیستی و ایجاد دریافت سنتی از فضای مدرن  تاکید دارند ولی سانا با جسارت و ظرافت بر نگره های سنتی می تازد ، مخزن کتاب محبوس میان دیواره های بتنی کتابخانه ها را در پروژه مرکز آموزش رولکس کاملا شفاف ساخته و دیواره های کلاسیک کلاسها را از میان بر میدارد تا فضای آموزش کلاسیک را بدل به آگورایی جهت تبادل نظر کند . کازیو سیجیما میگوید من مخالف این ایده هستم که کلاس فضایی برای یادگیری و راهرو فضای استراحت است چه بسا در هنگام قهوه نوشیدن تبادل اطلاعات راحت تر انجام شود . همچنین در پروژه موزه لوور جدید تمامی انگاره ها از دیواره موزه کلاسیک را به هم ریخته و با ایجاد دیواره ای شیشه ای بستر درک جدیدی از اشیاء موزه را فراهم میکند نگاهی که هیچ یک از معماران دیگر شرکت کننده در مسابقه جسارت بیان آنرا نداشتند ولی این بیان جسورانه در قالبی بسیار ساده خود را مینماید چند مکعب که با مفصل بندی ساده به یکدیگر راه می یابند و با مصالحی چون فلز سفید ، بتون و شیشه های شفاف و مات در نهایت سادگی بر بستر خود آرمیده است .

سانا رویکرد طراحی را تنها در ساخت فرمی فوق مدرن و پیچیده نمیبیند چه بسا واکنش بسیاری از مردم به چنین فرمی " عدم تعلق " است همچون فروشگاه های مارک بسیار گران قیمت که با طراحی های خود عملا جرات ورود را از عده ای سلب مینمایند . آنان به دنبال آشتی میان مردم و معماری فرا مدرن خود هستند .از این روی  در پروژه مرکز آموزش رولکس با ایجاد رمپ گونه ای ــ علاوه بر ذوب نمودن دو فضاهای داخلی در هم ــ به ایجاد دروازه هایی برای پیوند حیاط مرکزی و محورهای  شهری کوشیده اند . در واقع فضای زیرین رامپ های پروژه (تصویر شماره 3) گسترش فضای شهری به درون پروژه محسوب میشود جایی که کاربران بدون دغدغه امکان حضور و مواجهه با معماری را مییابند .این فضا امتداد گشتالت فضای شهری است که نقش لابی عمومی مرکز آموزش را ایفا میکند جایی که در آن تعامل میان کاربران شکل میگیرد .  شاید به همین دلایل است که روزنامه گاردین گروه سانا را چنین می خواند  "یکی از استادان جدید هزاره جدید".


دیدگاه ها

مشاهده بیشتر دیدگاه ها ...

دیدگاه شما چیست؟